از قزوه عزیز
| پنجشنبه 12 اسفند1389 ساعت: 10:22 | توسط:علی رضا قزوه | ||||
|
دوست عزیز آقای ریحان. من همه کارهای این رییس جمهور را که تازه چند سالی است همشهری ما هم شده و قبلا نمی دانستم گرمساری ست قبول ندارم. اما خداوکیلی خیلی کارهای خوب هم کرده . من نسبت به شعر گفتن ایشان اصلا حساس نیستم و این دو بیت اگر محصول ذوق ایشان باشد که یحتمل هم همین طور است چیزی از شعرهای شاعرانی که مثلا در حد و اندازه های کمی ژایین تر از آقاسی شعر می گفتند نداشت یعنی وزن و قافیه درست بود و مضمونی هم داشت. نکند توقع داریم از ایشان که دکتر مهندسی فنی ست بیاید در حد من و شما و قیصر غزل بگوید؟ انصافت کجاست ؟ ما هم در همان شروع شاعری چند سالی را چنین شعر گفتیم تا به اینجا رسیدیم. ما را تشویق کردند یا توبیخ؟ و اگر بنا به جوانمردی باشد آیا باید به این همه کار و تک و دو و زحمت و شب و روز به این کوره ده و آن شهر و ... رفتن جای یک دست مریزاد کوچک هم ندارد؟ و انتقادهای من به ایشان بماند برای روزی که این همه دشمن و این همه سایت و این همه کاریکاتور و این همه دروغ و تهمت برعلیه این بنده خدا نباشد. آن روز من انتقادهایم را هم صریح به ایشان خواهم گفت. اما یک چیز را تو باید بدانی که این علی رضا که با تو سخن می گوید چندین و چند بار از طرف همین دولت دهم دعوت شد تا مقامات بالاتر را قبول کند و نشانش را هم خواهم داد اما حتی به دیدار آن مقام بالا نرفت و به همین اندک که از زمان خاتمی برایش مانده بود قناعت کرد تا کسی اینچنین نگوید. در طول عمرش در هیچ مسابقه ای شرکت نکرد و از دولت حال و قبل و ماقبل هم نه زمین گرفت و نه خانه و نه ماشین. اما اگر دوستان شاعر از او انتظار برحقی داشتند و از دستش برمی آمد دریغ نکرد. بگذار دوستانی بگویند فلانی خودش را فروخت و انوری شد. من می دانم و خدایم که من از ناصرخسرو هم در آزادگی جلوترم. که او برای خلیفه فاطمی چیزکی گفت از سر صدق و ارادت من همان را هم نگفتم جز شهادتی که دیده بودم و چند نکته از زندگی سید علی خامنه ای در سفر دوازده سیزده روزه به کرمان که سفرنامه اش را نوشتم و حتی برای چاپ ندادم که نگویند فلان و فلان اما با شهامت می گویم که در آن سفر من از ایشان جز ساده زیستی و مردمداری و دلسوزی و هوشیاری چیزی ندیدم. حق یارت. ========================================== علیرضا جان دوست داشتم بازم به جای آقای ریحان عزیز همون ریحاننا را می گفتی من همه چیزایی که تو مخاطبه دوم گفتی قبول دارم و شخصا مرامتو تقدیس هم می کنم. کامنتی که برای تو فرستادم برای ده ها نفر دیگه هم فرستادم.پس خدای نکرده تصور نکن قصد تعریض داشتم. یادم نرفته که بعد از سال ها تنها تو بودی که از من مجموعه شعرمو برای چاپ خواستی نمی دونم چرا یهو حرفات این قدر شخصی شد. اما همین که به جای گله پشت سر برای خود آذما یادداشت می فرستی بازم از جوانمردی ته در مورد پست گرفتن هم معتقدم باید می گرفتی و باید بگیری چون اون وقت حداقل یه پست از چنگ آدمای نااهل خراج شده گرچه یادته که وقتی کاندیدای مجلس شدی و رای نیاوردی گفتم خوشحالم که رای نیاوردی(لابد با توجه به آخرو عاقبت بعضی دوستان که نماینده شدند واز شاعری موندند برات روشن شده که چرا دلم نمی خواست نماینده بشی) حالا خوشحالم که تماس من باعث شد تو هم یه خورده از حرفاتو ناخواسته به زبون بیاری | |||||