قانون
قانون گاو
گاو سرشو مياندازه پايين و کار خودشو انجام ميده، کاري نداره کسي چي ميگه! از شاخش هم استفاده نميکنه،
اين قانون در جاهايي که قوانين مسخره و دست و پا گير داره کاربرد داره،
خيلي موانع قانوني ( سنگ اندازيها) در مرحله آغازين کارها بيشتر جلوه ميکنند، ولی اگر شما بيتوجه به همه آنها کارت را آغاز کردي، اکثر آنها خود به خود کنار ميروند يا افراد مجبور ميشن خودشونو با شما وفق بدن.
اين قانون (قضيه) در جوامعي مثل جامعه ايران که فضولي در کار ديگران امري پسنديدهاي محسوب ميشود بسيار کاربرد دارد.
قانون سگ
وقتی سگي شما رو دنبال می کند و شما فقط يه قرص نان داريد، اگر کل نان را جلوش بندازيد، زود ميخوردش و بعدش به شما حمله ميکنه، پس بهترين کار اينه که نان را تکه تکه بهش بدين تا زماني که به جاي امني برسيد.
مثلا ميدانيد که طرح يک پروژه يک ماه طول ميکشه، اما اگر به کارفرما بگوييد يک ماه، شاکي ميشه و فحش ميده، شايدم رفت و کار را داد به يکي ديگه، پس کار را در چند مرحله بهش تحويل ميدهيد. مثلا هفته اول سايت پلان، به همراه پلان اوليه، هفته دوم پلان نهايي و الا آخر! اينطوري طرف شاکي نميشه که هيچ، کلي هم ذوق ميکنه که تو جريان پيشرفت کار قرار داشته!
قانون خر
قانون اول: هرگاه خري در يک کنج مثلث و منبع غذا در کنج ديگري باشد، خر مورد نظر هميشه مسيري را طي ميکند که از يک ضلع مثلث ميگذرد.
نتيجه گيري: هميشه کوتاهترين راه، بهترين راه نيست و فقط خره که به جای شناسایی بهترین راه کوتاهترين راه را انتخاب مي کنه!
قانون دوم: هرگاه خري در فاصله مساوي بين دو منبع غذايي قرار گرفته باشد. آنقدر درانتخاب یکی از دو منبع ترديد ميکند تا از گرسنگي بميرد!
نتیجه گيري: خيلي وقتها تصميم گيري بين دو يا چند گزينه در نتيجه عمل تاثير چنداني نميگذارد، پس تا فرصت نگذشته باید تصميمگيري کنيم.
قانون سوم: هرگاه دو خر از روبرو به يکديگر برسند، و به خاطر تنگی مسیرلازم باشدهر یک کمي از وسط جاده کنار بروند تا هر دوبتوانند رد شوند، هيچکدام از جاي خود تکان نميخورند.
نتيجه گيري: خيلي وقتها براي رسيدن به نتيجه مطلوب بايستي به طرف مقابل امتياز داد و باور کرد راه آن قدرها هم تنگ نیست که نتوان ازکنار هم گذشت، به بازي "بُرد ـ بُرد" بيانديشيم.