لابکین لک /  بدل الدموع دما

خوشم که جان برود /  به ره تو از تن من

نبودم و نزدم / به صف عدوی شما

من این غم ابدی / به کجا برم ؟ به کجا؟

رسد به گوش فلک / زلبم دعای فرج

که استغاثه گرم / به درت برای فرج

مرا دمی بنشان / به کنار او که بود

مدام بر در تو / دمی از برت نرود

مگر که با نگهش / گرهی خورد نگهم

ازین غم ابدی / برهد دلم، برهم

تمام دین منی / ز تو دین گرفته حیات

کجا روم زدرت / که تویی تو باب نجات

کنند مدعیان / همه ادعای غمت

نه چون امام زمان / که فتاده بر قدمت

مباهی اند همه / به گدایی در تو

گدا دم از غم خود /  نزند برابر تو

مرا گدایی خود / تو نخست یاد بده

زبان عشق و صفا / تو درست یاد بده

کس این که می طلبم / به کسی نکرده عطا

که آرزو به در / تو مراست کشف غطا

مرا به حاجت من / برسان که منتظرم

نفس نفس به هوا / ی تو لحظه می شمرم

چه می شود که مرا / نفسی زخود ببری

بس است در بدری / قفس است دربدری

هزار در زده ام/ به تو باز آمده ام

به یک اشاره تو / به نیاز آنده ام

خوشم که از تن من / سر پر هوا ببرند

به راه مهر شما / دل پر ز خون بدرند

بگو امام زمان / به قیام عزم کند

بس است گریه بگو / که بسیج رزم کند

 شب است و من خود شب / که سیاهم و کدرم

زرخ نقاب عدم / تو بتاب تا بدرم

به هستی ام برسان / تو ازین تن عدمی

امام من برهان / تو مرا زمن قدمی

رهایی ام زعدم / طلب رضای شما

عذاب دائم حق / ز ره تو گم شده را

برای بردن دل / زتو می تپد دل من

لابکین لک / بدل الدموع دما

محمدعلی محمدی(م.ریحان)

اول دی ماه 1392

هجدهم صفر المظفر 1435

حین راهپیمایی نجف تا کربلا

حدود پانزده کیلومتری کربلا(عمود 900 تا عمود 1140)




توضیح:

1ـ مصرع اول و آخر جمله ای از زیارت ناحیه مقدسه است.

2ـ وزن شعر: مفاعلن فعلن / متفاعلن فعلن است که برای تسهیل خواندن آن مصرع ها را با / تقطیع کرده ام.