در محضر حسین(ع)
خوشم که جان برود / به ره تو از تن من
نبودم و نزدم / به صف عدوی شما
من این غم ابدی / به کجا برم ؟ به کجا؟
رسد به گوش فلک / زلبم دعای فرج
که استغاثه گرم / به درت برای فرج
مرا دمی بنشان / به کنار او که بود
مدام بر در تو / دمی از برت نرود
مگر که با نگهش / گرهی خورد نگهم
ازین غم ابدی / برهد دلم، برهم
تمام دین منی / ز تو دین گرفته حیات
کجا روم زدرت / که تویی تو باب نجات
کنند مدعیان / همه ادعای غمت
نه چون امام زمان / که فتاده بر قدمت
مباهی اند همه / به گدایی در تو
گدا دم از غم خود / نزند برابر تو
مرا گدایی خود / تو نخست یاد بده
زبان عشق و صفا / تو درست یاد بده
کس این که می طلبم / به کسی نکرده عطا
که آرزو به در / تو مراست کشف غطا
مرا به حاجت من / برسان که منتظرم
نفس نفس به هوا / ی تو لحظه می شمرم
چه می شود که مرا / نفسی زخود ببری
بس است در بدری / قفس است دربدری
هزار در زده ام/ به تو باز آمده ام
به یک اشاره تو / به نیاز آنده ام
خوشم که از تن من / سر پر هوا ببرند
به راه مهر شما / دل پر ز خون بدرند
بگو امام زمان / به قیام عزم کند
بس است گریه بگو / که بسیج رزم کند
شب است و من خود شب / که سیاهم و کدرم
زرخ نقاب عدم / تو بتاب تا بدرم
به هستی ام برسان / تو ازین تن عدمی
امام من برهان / تو مرا زمن قدمی
رهایی ام زعدم / طلب رضای شما
عذاب دائم حق / ز ره تو گم شده را
برای بردن دل / زتو می تپد دل من
لابکین لک / بدل الدموع دما
محمدعلی محمدی(م.ریحان)
اول دی ماه 1392
هجدهم صفر المظفر 1435
حین راهپیمایی نجف تا کربلا
حدود پانزده کیلومتری کربلا(عمود 900 تا عمود 1140)
توضیح:
1ـ مصرع اول و آخر جمله ای از زیارت ناحیه مقدسه است.
2ـ وزن شعر: مفاعلن فعلن / متفاعلن فعلن است که برای تسهیل خواندن آن مصرع ها را با / تقطیع کرده ام.