عشق و ظلمت
عین الحیات است این چشم روشن
من خیره در وی ، او خیره در من
این تاب گیسو پیچان طنابی
از ماه تابان تا چاه بیژن
رخ یکه تاز شطرنج ایمان
ابرو کمان صید تهمتن
فالیوم قلبی فی النار یغرق
افتاده آتش در باغ آهن
هستی عدم را پیچیده در خود
زان سان که افتد آتش به خرمن
رندی ز یاد رندان برد عشق
این است رند و این است رهزن
یا واهب العقل از عشق فریاد
این کرده در دل دزدانه مسکن
حیرانم از دل وز جان شیدا
وین سر نهادن در پای دشمن
ای جان فدای خصمی که آتش
از دل فشاند بر ظلمت تن
نیل است شبنم در جام ریحان
چون رود جاری چون باده روشن
23 امرداد 1392
محمدعلی محمدی م.ریحان
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۵/۲۳ ساعت 23:36 توسط محمد علی محمدی (م ریحان)
|