هر روز
فریب می خورم از روزگار خود هر روز
که من شکار وی ام یا شکار خود هر روز
خیال وار کجا می بری مرا ای چرخ
برون زدایره اختبار خود هر روز
نمی کشم ز تو دست و نمی برم زتو مهر
اگرچه کاسته ای اعتبار خود هر روز
چوآب دیده فرو می چکم ز چشم امید
چو باد می بری ام با غبار خود هر روز
دریغ می کنی آرامش از دلم هر شب
دوباره می کشی ام در حصار خود هر روز
هراسناک و هوسناک می جهی چون برق
ز گوشه افق اقتدار خود هر روز
فسون توست چو توفان و انقلاب اگر
رمیده از خودم و بیقرار خود هر روز
چو شمع می چکم از چشم خویش و چون مرداب
مدام می فسرم در کنار خود هر روز
چو گوش خویش جهان برد گوش ریحان را
ز پشت و رو شدن موج وار خود هر روز
۲۹/۲/۱۳۹۲
محمدعلی محمدی م.ریحان
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۲۹ ساعت 9:44 توسط محمد علی محمدی (م ریحان)
|