سودی است اگر عمر و زیانی است گذشته است

آب از سرما دیر زمانی است گذشته است

عیب و هنر آمیخت  و ما اخم نکردیم

این درد اگر درد گرانی است گذشته است

از خوب و بد خلق به ما هر چه رسیده است

گر آمدن و رفتن جانی است گذشته است

دیوانگی و عقل و غم و شادی عالم

از خاطر ما گر هیجانی است گذشته است

تاب و تعب زندگی تلخ گلو گیر

گر تیغی و گر آب دهانی است گذشته است

پاپیچ دلم نیستی هست نما بود

این وهم که افسون عیانی است گذشته است

از پیچ و خم راه گذشتیم و چو طی شد

دیدیم چه لغزنده جهانی است،گذشته است

کردیم سپر گاه دل و گاه سر و دست

گر هر طرفی تیر و کمانی است گذشته است

ماسوره شکن بود نخ پر گره عمر

گر هر گرهی نام و نشانی است گذشته است

ناخن مکش ای باد به زخم دل ریحان

آب از سر ما دیر زمانی است گذشته است

۴ آذر ۱۳۹۱ محمد علی محمدی م.ریحان