این جنون کیست؟؟؟
ميكشند، مثله ميكنند، ميكشند
خون گرم، عق نميزنند، ميچشند
مي برند، اره ميكنند، ميبرند
مي درند، پاره ميكنند، ميدرند
درد و داغ، جيغ و دادهاي مادران
مرگ و ترس، تلخي نگاه خواهران
مرد و بغض، تكه تكه جسم كودكان
شرم و ننگ، شرم و ننگ برتواي جهان
بي شمار، قطعه قطعه قطعه آدم است
اين كجاست، خاك ماست يا جهنم است
خون چند؟ چند صد نفر؟ چرا چرا؟
ميرود زبانههاي ننگ تا كجا
آتش ا ست،آتش است در ميانمار
سركش است، اين جنون سخت نابكار
دعوتي چنين به دين خود كه ديده است
يا چنين جنايتي كجا شنيده است
اين صداي انفجار بمب مغز بود
مغز بود اينكه پخش شد ميان دود
بنگريد،اين هزارها تن سياه
بشنويد،بوي دود هرزة گناه
اي گناه،اي هميشه گنگاي گناه
رو سياه،اي پليد شوم روسياه
اين كدام فرقة سپرده دل به توست
اين كدام قوم دژ نهاد ديو خوست
ميكشند،هر كه را به هر بهانهاي
هر طرف ازين جنون خون نشانهاي
آي، كشتگان بيگناه، مسلمند
واي اگرچه سخت بيپناه، آدمند
بس كنيد،در ميانمار، هر كجا
بس كنيد،قتل عام وحشيانهرا
آدميد؟ خون كه ميخوريد، آدميد؟
نيستيد، اين تنوره چيست، ميدميد!
اي دريغ،گفتن از گناه،ننگ نيست
قلبي از تپيدن تباه، تنگ نيست
زير و رو كه تشنگان خون نميشوند
ديوها كه خسته از جنون نميشوند
اي دريغ،ديوخانهاي است اين مغاك
خاك شوم، خاك زنده سوز، خاك،خاك
خاك بر سر تواي جهان كورزاد
اي مباد، اين جهان پرجنون مباد
بنگريد، اين جنون كيست، بنگريد
مگذريد،بيبهانه، سرد، مگذريد
روزي افتد اين شراره بر تن شما
ميكشند مرد و كودك و زن شما
خفتهايد و روزها دراز ميشوند
شعلههاي شر جهان گداز ميشوند
خوابتان دروغ مثل حرفهايتان
اي هميشه آشكار رد پايتان
مرگ مردم ميانمار كار كيست؟!
فاش ميشود دوباره راز، دور نيست
جهل اگر زبانه زد بهانه از شماست
قوم سوزي است اگر زبانه از شماست
پرت ميشود حواسها يكي دو روز
گم نميشود نشانههايتان هنوز
گير كردهايد و راه وا نميشود
خون اين نژاد هم هدر نميرود
ضجه ميزنند و ميزنيم باز هم
در ميانمار و كابل و حجاز هم
ميكشيد، مثله ميكنيد، ميكشيد
عق نميزنيد خون گرم ميچشيد
شرم دور ميزند ولي به سويتان
اي سياه باداي سياه رويتان
زالوي فتاده از نفسهاي غرب!
جمع كرم و كركس و مگس آهاي غرب!
از ميانمار و از حجاز دور شو
گوركن بمير وسرنگون به گور شو
اي جنون خون و جهل هان به خود بيا
عق بزن ميانمار كرم كينه را
كرم كينه را روانه كن به سوي غرب
تن مده به مرگ خويش وهاي و هوي غرب
خاك يا جهنم است اين چرا چرا؟؟
ميكشي زبانههاي ننگ تا كجا؟
گريه كن ميانمار خسته ا زجنون
پيش از آنكه سرنگون شوي به شط خون
محمدعلي محمدي (م. ريحان) - 28/4/1391
خون گرم، عق نميزنند، ميچشند
مي برند، اره ميكنند، ميبرند
مي درند، پاره ميكنند، ميدرند
درد و داغ، جيغ و دادهاي مادران
مرگ و ترس، تلخي نگاه خواهران
مرد و بغض، تكه تكه جسم كودكان
شرم و ننگ، شرم و ننگ برتواي جهان
بي شمار، قطعه قطعه قطعه آدم است
اين كجاست، خاك ماست يا جهنم است
خون چند؟ چند صد نفر؟ چرا چرا؟
ميرود زبانههاي ننگ تا كجا
آتش ا ست،آتش است در ميانمار
سركش است، اين جنون سخت نابكار
دعوتي چنين به دين خود كه ديده است
يا چنين جنايتي كجا شنيده است
اين صداي انفجار بمب مغز بود
مغز بود اينكه پخش شد ميان دود
بنگريد،اين هزارها تن سياه
بشنويد،بوي دود هرزة گناه
اي گناه،اي هميشه گنگاي گناه
رو سياه،اي پليد شوم روسياه
اين كدام فرقة سپرده دل به توست
اين كدام قوم دژ نهاد ديو خوست
ميكشند،هر كه را به هر بهانهاي
هر طرف ازين جنون خون نشانهاي
آي، كشتگان بيگناه، مسلمند
واي اگرچه سخت بيپناه، آدمند
بس كنيد،در ميانمار، هر كجا
بس كنيد،قتل عام وحشيانهرا
آدميد؟ خون كه ميخوريد، آدميد؟
نيستيد، اين تنوره چيست، ميدميد!
اي دريغ،گفتن از گناه،ننگ نيست
قلبي از تپيدن تباه، تنگ نيست
زير و رو كه تشنگان خون نميشوند
ديوها كه خسته از جنون نميشوند
اي دريغ،ديوخانهاي است اين مغاك
خاك شوم، خاك زنده سوز، خاك،خاك
خاك بر سر تواي جهان كورزاد
اي مباد، اين جهان پرجنون مباد
بنگريد، اين جنون كيست، بنگريد
مگذريد،بيبهانه، سرد، مگذريد
روزي افتد اين شراره بر تن شما
ميكشند مرد و كودك و زن شما
خفتهايد و روزها دراز ميشوند
شعلههاي شر جهان گداز ميشوند
خوابتان دروغ مثل حرفهايتان
اي هميشه آشكار رد پايتان
مرگ مردم ميانمار كار كيست؟!
فاش ميشود دوباره راز، دور نيست
جهل اگر زبانه زد بهانه از شماست
قوم سوزي است اگر زبانه از شماست
پرت ميشود حواسها يكي دو روز
گم نميشود نشانههايتان هنوز
گير كردهايد و راه وا نميشود
خون اين نژاد هم هدر نميرود
ضجه ميزنند و ميزنيم باز هم
در ميانمار و كابل و حجاز هم
ميكشيد، مثله ميكنيد، ميكشيد
عق نميزنيد خون گرم ميچشيد
شرم دور ميزند ولي به سويتان
اي سياه باداي سياه رويتان
زالوي فتاده از نفسهاي غرب!
جمع كرم و كركس و مگس آهاي غرب!
از ميانمار و از حجاز دور شو
گوركن بمير وسرنگون به گور شو
اي جنون خون و جهل هان به خود بيا
عق بزن ميانمار كرم كينه را
كرم كينه را روانه كن به سوي غرب
تن مده به مرگ خويش وهاي و هوي غرب
خاك يا جهنم است اين چرا چرا؟؟
ميكشي زبانههاي ننگ تا كجا؟
گريه كن ميانمار خسته ا زجنون
پيش از آنكه سرنگون شوي به شط خون
محمدعلي محمدي (م. ريحان) - 28/4/1391
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۰۴/۳۰ ساعت 10:12 توسط محمد علی محمدی (م ریحان)
|