گفتگوی فارس با کامران شرفشاهی
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، کامران شرفشاهی از روزنامهنگارشدنش برایمان صحبت کرده تا شاعریاش. از روزگاری که با حضور احمد عزیزی در کیهان فرهنگی جلسات شعر برگزار می شد و با تعداد بیشتری از شاعران در حوزه هنری گرد میآمدند هم سخن رانده است. از دوستیاش با یوسفعلی میرشکاک و علی معلم و محمدرضا آغاسی و قیصر امینپور و ... برای علاقمندان به ادبیات انقلاب اسلامی سخن گفته است. شرفشاهی میگوید شاعران تاجیکستانی پس از فروپاشی شوروی سابق که به ایران آمده بودند، سراغ احمد عزیزی را میگرفتند و این نشان میدهد که سالهای سال است شعرهای عزیزی بیرون از مرزها مشتری دارد.
گپوگفت صمیمانه و ادبی ما با شرفشاهی را بخوانید.
فارس: لطفا خودتان را معرفی کنید.
به نام خدا. کامران شرفشاهی متولد 12/2/1340 در محلهی رودکی (سلسبیل) تهران هستم که به دلیل توجه پدرم به عنصر مذهبی و ایرانی بودن در شناسنامه اسم من کاظم کامران ثبت شده است.
پدرم ادیب، اهل کتاب و شخصیتی فرهنگی بودند و در سال 1320 زمانی که ایران به اشغال متفقین درآمد تا کودتای ننگین 28 مرداد سال 1332 مدیریت روزنامه شمال ایران را به عهده داشتند .
در همان سالهای کودکی و دوران مدرسه پول تو جیبیهایم را مجله و کتاب میخریدم و این کار خود پایهگذار کتابخانه بزرگ و کتابهای فراوانی شد که امروز دارم.
دوره دبیرستان مصادف با سالهای 56 و 57 و لحظات انقلاب بود، در دبیرستان هستههای انجمن دانشآموزی تشکیل داده بودیم و جلساتی را برگزار میکردیم. در این جلسات افراد دیدگاههای مختلفی داشتند و هر فرد یا گروه سعی میکرد به افراد یا گروه دیگر کتابی را معرفی کند. من در آن سالها شعر میگفتم، ولی انگیزهای برای چاپ شعرهایم نداشتم.
فارس: روزنامهنگاری را از چه زمانی آغاز کردی؟ از روزنامهنگاریتان از ابتدا تاکنون بگویید؟
روزنامهنگاری را از اواخر دهه 60 با هفتهنامه کار و کارگر که بعدها روزنامه شد در سرویس ادبیات و هنر آغاز کردم و همزمان کارهای صفحهآرایی و گرافیکی روزنامه را انجام میدادم. در آن زمان مسئولیت شورای هنری سراسری خانه کارگر را هم به عهده داشتم و تلاش کردم ادبیات کارگری که جلوهای از ادبیات اجتماعی است را گردآوری و یک نظم و سامانی به آن بدهم که حاصل این تلاش مجموعهای 2 جلدی به نام دسترنج شد که موسسه آموزش عالی کار آن را به چاپ رسانید.
در مقدمه این کتاب به پیشینه ادبیات کارگری از ابتدا تا زمان معاصر اشاره شده است و شامل شعرهایی درباره کارگر و شأن کار میباشد. در این کتاب شعر شاعرانی نظیر میرشکاک، مرحوم آغاسی، مرحوم تیمور ترنج، دکتر صابر امامی و منوچهر جراحزاده که نگرش مذهبی دارند و در اشعارشان آیات، احادیث و روایات وجود دارد آمده است.
البته این کار تا به امروز نیز ادامه دارد و جلد سوم این کتاب هم آماده است و قصد دارم آن را بازنگری و با شکل و ترکیب تازهای به چاپ برسانم. در این سالها به نگارش داستانهایی با موضوع تکریم و شان کارگر نیز پرداختهام که این داستانها با فرازهایی از زندگی رسول اکرم و اهل بیت است که در حال حاضر به صورت مجموعهای به نام آینههای بیقرار آماده است، اما هنوز اسپانسری برای چاپ آن پیدا نشده است.
در سال 1370 به مجموعه کیهان فرهنگی پیوستم و تا سال 1375 مدیریت اجرایی آن را به عهده داشتم و مقالات من در این مجموعه چاپ میشد به غیر از کیهان فرهنگی مقالات و اشعار من در نشریات دیگری مانند مجله حوزه هنری، روزنامه جهان اسلام، روزنامه کیهان، هفته نامه ری، مجله سروش و ... نیز به چاپ میرسید.
فارس: فضای کیهان فرهنگی در آن زمان چگونه بود و چه افرادی در آن مجموعه قلم میزدند؟
در آن سالها کیهان فرهنگی یک پاتوق کاملا فرهنگی بود. یک فضای پرنشاط فرهنگی بود. جلسات ادبی و فرهنگی با حضور احمد عزیزی و استادانی نظیر استاد شاهرخی، لاهوتی، مشفق کاشانی و دیگر عزیزان شکل میگرفت و در این جلسات نشستهای بسیار زیبا و پر شور و نشاطی داشتیم و از نظرات و انتقادات یکدیگر استقبال میکردیم و تلاشمان این بود که کار روز به روز بهتر شود.
واقعا هم در آن زمان نشریه جای خود را باز کرده بود به طوری که وقتی اولیویه مونژن -سردبیر نشریه روشنفکری فرانسه- به ایران آمده بود و با تیراژ 27هزار تایی کیهان فرهنگی و علاقه مخاطبان کیهان فرهنگی روبرو شد، دچار شگفتزدگی شده بود. در آن دوره ویژهنامههای هند، تاجیکستان، عطار، خواجو، ادبیات و هنر انقلاب، دایرةالمعارفها و ... در کیهان فرهنگی به شدت مورد توجه قرار گرفته بود و ما وارد حوزههایی شده بودیم که به اصطلاح مقصور مانده بودند. استقبال از کیهان فرهنگی در آن زمان آنقدر زیاد بود و در روزهای پایان ما تماسها شروع میشد که کیهان فرهنگی چه موقع نشر میشود و اگر تأخیری در چاپ به وجود میآمد، افراد بسیاری تماس میگرفتند و علت را جویا میشدند.
فارس: شما با کدام طیف از شعراء دوست بودید؟
تعداد دوستان من بسیار زیاد بودند و این ارتباط من با دوستان به نوعی تابع شرایط بود و دلایل اصلی این ارتباطها در درجه اول جلسات شعر چهارشنبههای حوزه هنری و از سوی دیگر روزنامهنگاری و همکاری با کیهان فرهنگی و نشریات دیگر بود. به واسطه این موارد فرصتی ایجاد شده بود تا با بعضی از دوستان ارتباط بیشتری داشته باشم.
فارس: پس با این صحبتهای حضرت عالی دوستان شما به چند دسته تقسیم میشوند؟ شما در کیهان فرهنگی با چه کسانی و در جلسههای چهارشنبه حوزه هنری با چه افرادی محشور بودید؟
در کیهان فرهنگی با آقایان دکتر پرویز عباسی، دکتر داکانی، حمید کرمی، اکبر بهداروند، رضا عبدالهی، افشین سرفراز، احمد عزیزی، استاد عبدالعظیم ساعدی، محمدرضا یاسری و بسیاری از دوستان دیگر که در در آنجا حضور داشتند و در چهارشنبههای حوزه هنری با مرحوم استاد مهرداد اوستا، محمدرضا آغاسی، یوسف علی میرشکاک، عباس براتیپور، محمود سنجری، بهروز قزلباش، شهرام مقدسی و ... بقیه دوستانی که الان حضور ذهن ندارم و با یکسری از افراد دیگر هم در شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد آشنا شدم و با آنها در ارتباط بودم که میتوانم از آنها مرحوم استاد عبدالله الفت، مرحوم محمود شاهرخی، مرحوم گلشن کردستانی، مرحوم صفا لاهوتی، مرحوم استاد سید ابراهیم ستوده و استاد مشفق کاشانی را نام ببریم.
هنگامی که این بزرگان در شورای شعر وزارت ارشاد حضور داشتند به دلیل شخصیت و منش جوانمردانه و زلال این بزرگواران هر بار که من از آن حوالی میگذشتم به نوعی احساس کشش میکردم و میرفتم خدمت آنها سلامی عرض میکردم و دقایقی را خدمت ایشان مینشستم، ولی بعد از درگذشت بسیاری از این بزرگواران خیلی وقت است که در شورای شعر وزارت ارشاد حضور پیدا نکردم، زیرا فکر می کنم این شاعرانی که مرحوم شدند و از بین ما رفتند به نوعی جایگزینی ندارند.
* دههی 60 یعنی زیباترین سالهای حوزه هنری بود
فارس: جناب شرف شاهی این خاطراتی که در حوزه هنری از شاعران و بزرگواران یاد کردید مربوط به چه سالهایی است؟
در دههی 60 یعنی زیباترین سالهای حوزه هنری؛ چرا که در آن دوره فضای صمیمانه، زلال و دلپذیری در حوزه حکمفرما بود. در جلسات شعر آن روز حوزه بسیاری از هنرمندان نامدار امروز حضور داشتند که متأسفانه این فضا در دهه 70 رفته رفته رنگ باخت و محیط حوزه از آن فضای صمیمی و بیتکلف رفته رفته تبدیل به یک فضای اداری، سرد و بوروکراتیک شد و از شمار دوستان شاعر، خوش ذوق و اهل هنر روز به روز کاسته شد.
* سلمان هراتی آغازگر شعر اعتراض بود
فارس: یعنی اول صفارزاده بود؟
اگر ما بخواهیم نخستین کسانی را که وارد این زمینه شدند را نام ببریم، بدون تردید سلمان هراتی آغازگر شعر اعتراض بود و سپس قزوه و مجموعه "قلندران خلیج" یوسف علی میرشکاک که دارای شعرهای اجتماعی است و شاعران دیگری که متأسفانه به حاشیه رانده شدهاند، مانند: محمد علی محمدی با تخلص ریحان که منزویاش کردند که کارهای اجتماعی و شعر اعتراض بسیار قوی داشت.