شوق آخرین فردا
چه کار می کنی ای عشق نازنین فردا
چه می شود به کجا می کشد پسین فردا
لبالب از تو شدم همچو جام می دیروز
وسرکشیده شدم،باز نقطه چین ، فردا
چگونه بی تو بمانم چه می شود امروز
بیایی و ندهی وعده ی همین فردا
تنوره می کشد آشفتگی، چه باید کرد
فرو نبارد اگر عشق آتشین فردا
رهین منت عشقند آدمی و پری*
و پاک می شود از دیو و دد زمین فردا
زبانه می کشد از قلب این غبار غریب
چو دست موسی عمران از آستین فردا
خوش است شب همه شب سوختن به شعله ی هجر
که می شود به هوای تو دلنشین فردا
چه گفت باد صبا نیمه شب تورا ریحان
که موج می زنی از شوق آخرین فردا
محمد علی محمدی م.ریحان
۲۹فروردین ۱۳۹۱
*طفیل هستی عشقند آدمی و پری ارادتی بنما تا سعادتی ببری(حافظ)
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۰۱/۲۹ ساعت 4:56 توسط محمد علی محمدی (م ریحان)
|