همیشه تا هنوز
باز هم
نیامده
می روند و ما هنوز عاشقیم.
***
عشق، ابر نیست
رود نیست
عید نیست
یک تحول شدید نیست
باغ یا چراغ نیست
عشق
جرعه ی ایاغِ چشم های توست.
***
از همین کنار چشمهات
می توان عبور کرد و رفت تا دل جهان.
من ولی همیشه
- باجهان
میان چشمهای تو
-غرق می شوم.
***
در تمام دانه های روشن انار
نقشی از دل زلال توست.
من تمام باغ های سیب را
با انارِ یک تپیدنِ دلِ زلالِ تو
- عوض نمی کنم.
***
تاب می خورم هنوز
بر طناب بیست سالگی
ابتدا و انتهای این طناب را کجای عرش بسته ای؟؟؟
***
مست می شوم هنوز
از نوازش نگاه و دست های تو
مست می شوم که می بری مرا زخود
مست می شوم که...
راستی چه خوب
-تاب می دهی مرا.
***
ناز کن
دوباره ناز کن
دوباره نازکن
ناز چشم های روشن تورا
من همیشه
تا هنوز
تا هنوز
تاهنوز .......
محمد علی محمدی م.ریحان
۱۷ بهمن ۱۳۹۰ - اصفهان