آتش و آب
مثل شیر وشکر آمیخت به هم آتش و آب
آتش و آب ،تماشاو عدم،آتش و آب
هوس و هوش،خداوندی وزاری،دل و صبر
شب و دریا،تو ومن،مهر وستم،آتش و آب
تاختگاهی شد و توفانکده ای نیلی وسرخ
همه جا خوف و رجا،شادی و غم ، آتش و آب
دوری دوست،خیال سفر بی پایان
فرصت عمر کم و حوصله کم ،آتش وآب
سخت آمیخت به هم جلوه و مستوری او
خیره شد چشم عرب ،عقل عجم،آتش و آب
عشق پیدا شد و لشکر به همه عالم برد
گشت بنیان کن اسکندر و جم،آتش وآب
تا لب از جام جمالش به ادب تر کردیم
تیغ برداشت جلالش که منم،آتش وآب
نفسی جلوه او دیدم وعمری ریحان!
زهمان یک نفسم دم همه دم آتش و آب
م.ریحان
۱۲/۵/۱۳۹۰
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۵/۱۲ ساعت 19:38 توسط محمد علی محمدی (م ریحان)
|