زبانم را بند اورده اند
لحظه های مردد مشکوک
پاشنه کفشم را هر چه می کشم بالا نمی اید
گلویم را هرچه...
پلک هایم را هرچه...
یادهایمان را هرچه...

م.ریحان ۲۷/۴/۱۳۹۰