بند
زبانم را بند اورده اند
لحظه های مردد مشکوک
پاشنه کفشم را هر چه می کشم بالا نمی اید
گلویم را هرچه...
پلک هایم را هرچه...
یادهایمان را هرچه...
لحظه های مردد مشکوک
پاشنه کفشم را هر چه می کشم بالا نمی اید
گلویم را هرچه...
پلک هایم را هرچه...
یادهایمان را هرچه...
م.ریحان ۲۷/۴/۱۳۹۰
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۰۴/۲۷ ساعت 19:20 توسط محمد علی محمدی (م ریحان)
|