صبح با خبر تلویزیون در باره جشنواره تولیدات حوزه هنری در کرمانشاه شروع شد و حالا دوستانم خبر را با یاد اوری تعطیل عمومی کرمانشاه به خاطر گرد و غبار وارداتی تکمیل کرده اند.
داشتم به این فکر می کردم که وقتی ۸۰۰ هنرمند در جشنواره حضور دارند و کل جشنواره چهار روز است هر هنرمند قرار است کجا ؟چگونه ؟چقدر ؟و به چه کسانی؟ هنر خود یا حرف هایش را درباره هنر عرضه کند؟
اصلا کرمانشاه برای اینهمه آدم و آثارشان آنقدر جا دارد که همه با هم جا بشوند و جایی برای مردم هم بماند تا مخاطبه ای بین آنها و هنرمندانشان در بگیرد؟
اما مگر قرار است مخاطبه ای هم باشد؟
آنها دور هم هستند واین کافی است.
تازه ۳۲ رئیس از ۳۲ استان به اضافه حداقل ۴۰ نفر از مسئولان تهران نشین هم هستند و با خدمه ای که در خدمت این جماعتند، عدد به حداقل ۱۲۰۰ نفر خواهد رسید و می شود اسمش را گذاشت یک جامعه آماری نمونه قابل قبول.
خوب اگر خود مردم هم بودند مگر قرار بود چه کاری جز تماشای سردر گم اثار ارائه شده انجام بدهند؟
ومگر بد است که خود هنرمندان این قسمت کار را هم به عهده داشته باشند و تازه گزارش کار هم در پایان جشنواره بدهند؟!
نمونه اش رونمایی همزمان ۵۰ کتاب در چند دقیقه است که در نوع خود می تواند شاهکاری مدیریتی و البته هنری هم باشد.
این لطف بزرگی در حق همه مردم است که باید به زندگی گردالودشان برسند و کشیدن جور بررسی احوال هنر و ادب را به اهلش بسپرند.
و همین دلسوزی در حق مردم بهترین نشانه اهلیت، درد شناسی و مردمی بودن هم هست.
دیگر چه می خواهید؟
شما خاکی را که از آسمان می بارد چاره کنید هنرمندان و مسئولان حوزه هنری هم به خاکها و خاک بر سری های دیگر می رسند.
تازه ممکن است لابلای جلسات رباعی طنزی هم درباره توفان های غرب و جنوب خوانده شود.
به موقعیت مرصاد هم که قرار است بروند. یعنی۲۳ کیلومتر رفت ۲۳ کیلومتر برگشت... کلی تحمل زحمت... کلی صرف وقت از وقت تنگ چهار روزه جشنواره برای ابراز تعلق به شهدای تنگه چهار زبر... کلی تاکید بر رسالت هنرمندان در برابر شهدا... کلی تامل و تفکر در نسبت اثار عرضه شده در جشنواره با این حال و هوای ملکوتی...
بابا جان کمی هم شاکر باشید.
*بعدا نوشت:اصلا ولش کن. سید عزیزمان آقای نریمانی را عشق است که برایم از کربلا مهر و تسبیح تربت امام حسین آورده...جونمی هم اتاقی مهربون.چقدر دلمان برایت تنگ شده بود.
+
نوشته شده در سه شنبه 1391/02/26ساعت 10:28 توسط محمد علی محمدی (م ریحان)
|
دبیر انجمن برنج ایران با بیان اینکه وزارت صنعت، معدن و تجارت برنج سالم به بازار عرضه کند، از کاهش ۵ تا ۱۰ درصدی نرخ برنج در بازار خبر داد.
دبیر انجمن برنج ایران تصریح کرد: بنابراین، باید برنج طارم درجه یک از کیلویی ۴۵۰۰ تا ۴۶۰۰ تومان در اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت الان به کیلویی ۴۱۰۰ تا ۴۲۰۰ تومان رسیده باشد.
وزارت صنعت، معدن و تجارت پیش از این از توزیع ۵۰ هزار تن برنج مرغوب ایرانی به قیمت زیر ۲ هزار تومان خبر داده بود.
+
نوشته شده در دوشنبه 1391/02/25ساعت 17:51 توسط محمد علی محمدی (م ریحان)
|
شرایط برزخی دامنگیر کلیت جامعه و تک تک ما که هر صبح جرقه ای موجب امید واهی به عبور از آن می شود و هر عصر به خمودگی و پوشیدگی مضاعف می انجامد برای هر کسی مبهم باشد برای امثال تو کاملا تعریف شده و ملموس است.
در این پوشیدگی و خمودگی بغض آلود نه می توان از دیگران فارغ بود و گلیم خود را از آب کشید و نه می توان مردانه به آب زد و امیدوار به همراهی جانانه و عارفانه ای بود و نه می توان نیما وار فریاد آی آدمها سر داد و به طنین فریاد خود دل بست.
سیاست با تمام هیبتش بر جامعه سیاست گریز ما سایه انداخته و فرهنگ با تمام جلالش سر بر آستان تحیر خود و تهور فرهنگ ستیزان گذاشته و غربت خود را که می نگریم باید بپرسیم:«پس غربت امام زمانمان چقدر است؟»
هر یک از ما برای فرار از خود چیزی می نویسیم یا بر نوشته ای حاشیه می زنیم و هنوز نقطه آخر هر جمله را نگذاشته با خود در چالشیم که مگر آنچه می خواستیم بگوییم این بود؟؟؟
سکوت هم که می کنیم دیگران و حتی خود مان از این سکوت برداشتهایی می کنند و می کنیم که فرسنگها دور از حقیقت حال خود پرتابمان می کند.
هر چه به حوالت عصر خود فکر می کنم گیج تر می شوم.
هر چه به رویه های احوال حاضر می تازم ازین پرداختن به سطح احساس ناتوانی و ناخشنودی بیشتری پیدا می کنم.
هرچه به تنیدگی مصالحی که مانع تعمق ما در احوال خودمان و به زبان آوردن یافته هایمان می شود فکر می کنم غیر قابل تحمل تر می شوم.
و هر چه سعی می کنم خود را به لودگی بزنم بی هنری خود را بیشتر درک می کنم.
از تو چه پنهان این روزها به شدت در برابر کسانی که با لودگی خود حرف زمانشان را زده اند و از قضا موفق تر از مورخین و تحلیل گران و عارفان و شاعران و دیگران بوده اند احساس سرافکندگی می کنم.
ما حتی لودگی های لوده هایمان چندش آور است.
جدیت آدمهای جدیمان چندش آور است.
پناه بردن هایمان و پناه گاه هایمان چندش آور است.
ورزشگاه آزادی و شلمچه و حرم امام رضا برایمان یکی است و در همه این جاها به یک اندازه از آنچه باید بخواهیم وناخودآگاهمان به آن اعلام نیاز می کند دوریم.
مسخ شده ایم.
مسحوریم.
و دریغ از یک ذره تحیر مومنانه در برابر اینهمه تحیر مشرکانه...
دریغ از یک پیام حسینی که به گوشمان برسد یا یک گوش شنوا که واسطه دریافت پیام حسینی بشود تا زهیر وجودمان را بیدار کند و به دفاع از حسین درونمان بشوراند.
محمدعلی محمدی(م.ریحان)
پنجشنبه 21 اردیبهشت1391 ساعت: ۸:21
+
نوشته شده در پنجشنبه 1391/02/21ساعت 9:4 توسط محمد علی محمدی (م ریحان)
|
محسن نفر از قدیمی ترین هنرمندان واقعی حوزه هنری است.خوشحالم که حسام الدین سراج را در امرداد ۵۹ به او معرفی کردم وخدا را شکر که این همه سال در کمال سلامت با هم به تولید موسیقی موفق بوده اند.مصاحبه محسن را با حذف چیزهایی که می توانست مورد بهره برداری نابجای بعضی سیاسیون قرار بگیردبرای شما می آورم:
«محسن نفر» آهنگساز، نوازنده تار و سهتار مدتی پس از ارتحال امام خمینی (ره) آلبوم موسیقی «یاد یار» را با صدای حسامالدین سراج منتشر کرد.وی در این آلبوم آهنگسازی، سرپرستی گروه و تکنوازی تار را به عهده داشت، این اثر در برگیرنده اشعار مولانا، حافظ و اشعار امام خمینی (ره) است.
«محسن نفر» آهنگهای این آلبوم را قبل از ارتحال امام (ره) ساخته بود و کشف دوباره آنها را در دفتر آهنگهایش، محبت و توجهی از سوی خدا به مناسبت ارتحال امام میداند.
او آلبومهای «یاد یار»، «وصل مستان»، «باغ ارغوان»، «شمسالضحی»، «فکر نو»، «یاس»، «خاکستری آبی» و... را در کارنامه خود دارد. آنچه در ذیل میآید ماحصل گفتوگوی خبرنگار موسیقی فارس با این آهنگساز پیشکسوت کشورمان در محل خبرگزاری فارس است:
اولین سوالی که در مواجهه با حضرتعالی پیش میآید تفاوت شما با دیگران در این حوزه است چون شما پایبندی جدی به شعائر مذهبی دارید و آن را هم ابراز میکنید. نفر: در گذشته ارتباط موسیقی با مذهب خیلی بیشتر و نزدیکتر از دوره کنونی بود. شما می دانید که در دوره صفویه شاهعباس (اگرچه ظلمهای زیادی هم داشت) با تلاشهای خود سبب شد تا علمای شیعه استقرار یابند و ستارههای برجستهای همچون میرداماد، شیخبهایی، ملاصدرا، ملامحمدتقی مجلسی، ملامحمد باقر مجلسی در این دوره ظهور کنند.
در این دوره اگرچه موسیقی تحریم شد اما نغمات و آواهای کنونی میراث آن دوران است که از کانال تعزیه و گسترش مراسم تعزیهخوانی، ماندگار و جزء میراث غنی ما شد.اساتید تعزیه که افرادی خوشآوا و خوش صدا بودند توانستند همه فرهنگ و هنر موسیقی را در قالب نغمات و تعزیهخوانی حفظ کرده و دوباره منتقل کنند و به گونهای آن را دوباره احیا کردند. در دوره زندیه و خصوصا در زمان قاجار اگرچه موسیقی کوچهبازار هم متداول شد اما فرهنگ موسیقی تعزیه با طهارت و پاکی خود ادامه یافت. هرچند این امر در دوره پهلوی کم فروغ شد و شکاف با موسیقی مذهبی عمیقتر شد تا جایی که موزیسینها و هنرمندان با مذهب کاری نداشتند. در این زمان و با استفاده از این خلا غربیها توانستند هنر خود را بیشتر در کشور ما ترویج داده و به نوعی مردم را از مذهب دور کنند. شما چگونه وارد این عرصه شدید؟
نفر: من در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم و پدرم طبعا با فعالیت من در زمینه موسیقی موافق نبود. خودم هم اعتقادات مذهبی داشتم و اساسا یکی از گرفتاریهایم با خودم این بود که ورودم به موسیقی کار درستی است یا نه. با این حال پس از جلب موافقت والدینم به مدرسه موسیقی رفتم و با بررسی حلیت آن به آموزش در این عرصه پرداختم. برای رفتن به سمت موسیقی نطر علمارا هم جویا شدید؟
نفر: در جلسهای که با علامه «محمدتقی جعفری» داشتم در خصوص تولید آثار موسیقی ایشان گفت: اگر یقین داری که کارت تأثیر مثبت دارد انجام بده و میتوان رمز موفقیت آن دوران را رسیدن به یقین در بین نیروهایی دانست که با ایمان، ارادت، اخلاص خاصی فعالیت میکردند.
گویا یکی دو جاهم اعتراضتان را به رژیم سابق نشان دادید!؟
نفر: بله. روزی «محمدرضا » پهلوی از هنرستان عالی موسیقی ملی دیدن کرد. هنگامی که شاه وارد مدرسه شد من تنها کسی بودم که با ادامه نواختن تار به حضور او بی اعتنایی کردم. در مورد هویدا هم این اتفاق افتاد. روزی «هویدا» نخست وزیر وقت به هنرستان موسیقی آمد و من به او اعتنایی نکردم. هویدا هم نگاهی از سر غضب کرد و ماجرا را از مدیر مدرسه جویا شد. اما ممتاز و برجسته بودن من در مدرسه، مدیر را از پیگیری ماجرا منصرف کرد.
در مدرسه چه سازی مینواختید؟
نفر: سه سال اول با تار و سپس با عود و کنترباس به عنوان ساز دوم و پیانو هم که یکی از درسهای اصلی و اجباری بود اجرا و تمرین داشتم.
استاد برجسته شما در آن زمان چه کسی بودند؟
نفر: من از هنرجویان وظیفه شناسی بودم که همیشه ممتاز بودن در کلاس را ترجیح میدادم. آقای «رضا وحدانی» نخستین استاد من بود که خودش یکی از شاگردان «حاج علیاکبر شهنازی» است. بعد از 3 سال تحصیل در حضور آقای وحدانی و با معرفی وی به کلاس استاد شهنازی رفتم و پس از دادن تست، این استاد عالیقدر با روی خوش از من استقبال کردند.
فارغ التحصیلی شما همزمان با پیروزی انقلاب بود.
نفر: زمان انقلاب 18 سال داشتم و به طور مشخص حادثه 17 شهریور یا همان «جمعه سیاه» را به خوبی در ذهن دارم. آن روز سخنرانی علامه نوری بود و جمعیت زیادی حضور داشتند. وقتی من به میدان شهدا رسیدم مردم را قتل عام کرده بودند.
فعالیت شما در حوزه هنری به چه شکلی صورت گرفت؟
نفر: فعالیت من در حوزه هنری به دهه طلایی فعالیتهای این حوزه در سال 60 بر میگردد.
آن موقع چه کسانی در حوزه بودند؟
نفر: آقایان حسن حسینی، قیصر امین پور، محمدعلی محمدی،سراج، مجیدی، مخملباف، سلحشور، کاسبی، بهزادپور، جعفر دهقان، کشنفلاح، محمود فلاح و... در حوزه های مختلف فعالیت داشتند. در مورد خودم هم باید بگویم آلبوم موسیقی نینواها وصل مستان، باغ ارغوان، شمسالضحی در حوزه هنری ساخته شد که مورد توجه مردم هم قرار گرفت.
چرا دهه 60 حوزه هنری را دوره طلایی میدانید؟
نفر: متعهد بودن هنرمندان، ارائه کارهای خوب و ماندگار، مدیریت موفق و انسجام نیروها از مهمترین عواملی بود که توانستیم کارنامه درخشانی برای فعالیتهای حوزه هنری رقم بزنیم. هر چند در آن زمان جنگ تحمیلی دامنگیر شده بود اما مرکزیت حوزه هنری برای فعالیتهای فرهنگی همچون ستارهای میدرخشید و شرایط ایجاب میکرد که سخت کار کنیم.
از موسیقی فیلم «بلمی به سوی ساحل» بگویید؟
نفر: آقای «رسول ملاقلیپور» با شنیدن قسمتی از آثارم، برای ساخت موسیقی فیلمش دعوتم کرد و توانستم در کمتر از یک ماه موسیقی متن این فیلم را ضبط کنم.
دلیل ساخت آلبوم موسیقی «یاد یار» چه بود؟
نفر: کار «یاد یار» در اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) ساخته شد و از آنجاکه ارادت خاصی به ایشان داشتم به عنوان یکی از مقلدان امام این قطعه را اجرا کردم.
نظر شما در حال حاضر نسبت به فعالیتهای هنری چیست؟
نفر: فعالیتهای فرهنگی عمیق و انقلابی اکنون کمتر از گذشته شده است و مقصران اصلی این کمکاریها مسئولین فرهنگی هستند زیرا با موقعیتهایی که دارند به خوبی کار نمیکنند.
آرزویی هم برایتان باقی مانده که برآورده نشده باشد؟
نفر: دوست دارم آثاری که برای ائمه ساختهام روزی منتشر شود. این آثار میتواند به عنوان یک کار مرجع در اختیار اهل موسیقی قرار گیرد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 1391/02/20ساعت 10:27 توسط محمد علی محمدی (م ریحان)
|
در آخرین جلسه محفلی گروهک انحرافی تصمیمات مهمی جهت چگونگی ادامه فعالیت تا انتخابات ریاست جمهوری و پس از آن گرفته شد.
شنیده ها حکایت از آن دارد که گروهک انحرافی با تشکیل یک جلسه با حضور تمام اعضای این جریان ، برای مسئولیت بعدی دکتر احمدی نژاد و نحوه ادامه فعالیت ها تصمیم گیری کرده است.
در این جلسه نتیجه گیری شد که بهترین جایگاه برای ادامه حیات این جریان، نشستن دوباره احمدی نژاد بر صندلی شهردار تهران است.
انتخابات شورای شهر همزمان با انتخابات ریاست جمهوری برگزار می شود.
+
نوشته شده در سه شنبه 1391/02/19ساعت 15:15 توسط محمد علی محمدی (م ریحان)
|
"چند سال قبل اتوبوسی از دانشجویان دختر یکی از دانشگاههای بزرگ کشور آمده بودند جنوب. چشمتان روز بد نبیند... میخندیدند و مسخره میکردند و آوازهای آنچنانی بود که...
از هر دری خواستم وارد شوم، نشد که نشد...
... ناگهان فکری به ذهنم رسید...
گفتم: بیایید با هم شرط ببندیم!
خندیدند و گفتند: اِاِاِ ... حاج آقا و شرط!!! شما هم آره حاج آقا؟؟؟
گفتم: آره!!!
گفتند: حالا چه شرطی؟
گفتم: من شما را به یکی از مناطق جنگی میبرم و معجزهای نشانتان میدهم، اگر به معجزه بودنش اطمینان پیدا کردید، قول بدهید ...
گفتند: اگر نتوانستی معجزه کنی، چه؟
گفتم: هرچه شما بگویید.
گفتند: با همین چفیهای که به گردنت انداختهای، میایی وسط اتوبوس و شروع میکنی به رقصیدن!!!
نگران بودم که نکند شهدا حرفم را زمین بیندازند؟ میدانستم در اثر یک حادثه، یادمان شهدای طلائیه سوخته و قبرهای آنها بیحفاظ است...
از طرفی میدانستم آنها اگر بخواهند، قیامت هم برپا میکنند، چه رسد به معجزه!!!
به طلائیه که رسیدیم، بازهم یک لحظه از شوخیهای جلف و مبتذل و خندههای بلند دست برنمیداشتند و دائم مرا مسخره میکردند.
کنار قبور مطهر شهدای طلائیه که رسیدیم، یک نفر از بین جمعیت گفت: پس کو این معجزه حاج آقا! ما که اینجا جز خاک و چند تا سنگ قبر چیز دیگهای نمیبینیم! بقیه هم شروع کردند: حاج آقا باید برقصه...
برای آخرین بار یا اباالفضل گفتم و از یکی از بچهها خواستم یک لیوان آب بدهد.آب را روی قبور مطهر پاشیدم و...
تمام فضای طلائیه پر از شمیم مطهر و معطر بهشت شد... عطری که هیچ جای دنیا مثل آن پیدا نمیشود! دخترها، مست شده بودند از شمیم عطری که طلائیه را پر کرده بود. طلائیه آن روز بوی بهشت میداد...
همهشان روی خاک افتادند و غرق اشک شدند! سر روی قبرها گذاشته بودند و مثل مادرهای فرزند از دست داده ضجه میزدند ... سال بعد که برای رفتن به اردو با من تماس گرفتند، فهمیدم دانشگاه را رها کردهاند و به جامعهالزهرای قم رفتهاند ... "
*** خدا کند مسئولان جامعه الزهرا درک و توان کافی برای جواب دادن به نیاز واقعی چنین افرادی را داشته باشند.
+
نوشته شده در سه شنبه 1391/02/19ساعت 15:1 توسط محمد علی محمدی (م ریحان)
|
کد خبر : 26631 زمان انتشار : 17 اردیبهشت 1391 09:28:00
بيست و پنجمين بهار كتاب ايران؛
کمین واژه ها جای خود را در غرفه انتشارات سوره مهر پیدا کرد
کتاب کمین واژه ها نوشته محمدعلی محمدی(م.ریحان) روز گذشته و با کمی تاخیر جای خود را در میان کتاب های جای گرفته در طبقات غرفه نمایشگاهی انتشارات سوره مهر پیدا کرد.
به گزارش سينما خبر، جوان کتاب کمین واژه ها به عنوان یکی از کتابهای منتشر شده در قالب آثار روایی درباره دفاع مقدس،روز گذشته جای خود را در کنار کتابهایی چون نورالدین پسر ایران و پایی که جا ماند پیدا کرد.
کمین واژه ها در حال حاضر در لیست آثار قابل ارایه در غرفه سوره مهر قرار گرفته است.
+
نوشته شده در یکشنبه 1391/02/17ساعت 15:52 توسط محمد علی محمدی (م ریحان)
|